تبليغاتX
.::بچه های خیرگو::.
.::معرفی خیرگو::.
موضوع: شنبه سی ام تیر 1386 11:15

موقعيت جغرافيايي:

 

دهستان خيرگوازبخش علامرودشت شهرستان لامرد وازجنوبي ترين نقطه استان فارس،مي باشد.اين روستادر53ْ15َطول جغرافيايي و27ْ30َعرض جغرافيايي 

واقع است ودر397كيلومتري شيرازقراردارد.

 

حدودووسعت:

 

دهستان خيرگوبامساحتي درحدود3000كيلومترمربع،درشمال شهرستان لامرد

قرارداردوازشمال به بخش خنج لارستان،ازجنوب به وراوي ازتوابع لامرد،

ازشرق به چاهورزازبخش مركزي لامردوازغرب به مر كز بخش،شهر

علامرودشت محدود مي شود.خيرگواز بخش علامرودشت واز شهرستان لامرد

33كيلومترفاصله داردوفاصله آن تادريا،حدود3۰0كيلومتراست.

« براساس تقسيمات كشوري سال1375به عنوان مركزدهستان خيرگو،شناخته شده

واين دهستان24روستارا شامل ميشودكه عبارتنداز:چاه كور ،اندر،كمالي روگيرتاج اميري،روگيرحاجي محمدتقي، روگيرقلعه حاجي،روگيرحسني،

 گرازي،شاه بهرام،نورالدّيني،تمرويه،بركه ملا،شرف آباد،علي محسني،قلعه مرادا،محمدعليا،چاه رمضان،قلعه محمدطاهري،خيرگو،قلعه سهراب چهارطاق،كتك،مهرآبادماندگاري،خارس» .

 

1-گذشته ده براساس اسنادومدارک

 

((درفارسنامه ناصری آمده است که:خَرگو5 فرسخ میانه شمال ومغرب بیرم است)).

((آن طوری که از شواهد برمی آید،تراکم (درخت خَرگ )،دراین منطقه،که اصطلاحی است ترکی ،باعث نامیدن آن به خرگو شده است.بعدها به دلیل آنکه خرگو ،کلمه مناسبی نبوده است به خیرگویه وسپس به خیرگو تغییرنام داده است )).

 

2- گذشته ده براساس گفته های مردم

 

گفته های مردم حاکی از این است که درزمان های پیشین ،فردی به نام محمد طاهر،بزرگ روستا بوده که آوازه آن تا چند روستای مجاور،هم پیچیده بوده است وهمین شهرت ،باعث نامیدن این روستا به نام محمد طاهری شده است.

بعد از مدتی ،افرادی ازیکی ازروستاههای نزدیک بندرکنگان (بوشهر)به این روستا می آیندوچون نام روستای آنها خرگوبوده است،پس ازفوت محمدطاهر،نام روستای خود رابه این روستا،می نهند وبعد از گذشت زمانی به دلایل مختلف که یکی از آنها نامناسب بودن این کلمه بوده ،به خیرگو تغییر می کند.اما آن طوری که بخشداری علامرودشت اعلام نموده است ،همان اصطلاح تراکم درخت خرگ به عنوان پیشینه تاریخی این سرزمین ،درنظر گرفته شده است .

 

محله ها و مشخصات آنها:

 

این روستا از محله های مختلفی ،تشکیل شده است که عامل تقسیم آن ،طایفه ها می باشد که به 3 طایفه تقسیم می شوند:

 

1-طایفه سیدها:

 

این طایفه ،در حدود 150سال قبل ،از بحرین به کنگان واز آنجا به لامرد ،سپس به خیرگو سفر کردهاند ودراین جا ساکن شدهاند،که جدبزرگ آنها سید عبدالحسین حسینی نژاد می باشندکه طایفه حسینی نژادراتشکیل می دهندوفامیل رضوی نیرز منسوب به آنهاست در ضمن طایفه دیگری ازسادات نیز در این روستا هستند که ازروگیر به این روستا آمدهاند وطایفه حسینی راشامل می شوندوجدشان مرحوم سیدعبدالله می باشد.

 

2-طایفه عینوها:

 

این طایفه بنا به اطلاعات به دست آمده300 سال پیش ،ازشهرستان دشتی (استان بوشهر) به خیرگو آمدهاند. این ها چهار برادر بودند که دوتای آنها ،در همان جا باقی مانده ودو برادر دیگر با هم اختلاف پیدا کرده ودراین محل سکنی گزیدند.به دلیل آنکه ،نام پدر آنها عین الله (عینو)بوده است ،این طایفه را عینوها خواندهاند.این طایفه،خودبه دسته های باقری ها،هاشمی ها ،محمد حسینی ها،حسین ملک ها ،حسن محمد علی ها،زار عباس ها تقسیم می شوند وفامیل های علی پور،هاشمی و...را شامل می شود.

 

3-طایفه قنبرها:

 

این طایفه نیز حدود 250سال پیش ،ازاستان هرمزگان ،راهی این دیار شده اند .جدبزرگ آنها قنبرنام دارد واین طایفه به دسته های باقری ها ،جفاکش ها ،رفیعی ها تقسیم شده وفامیل های بهاری ،زالمن ،خشت زر،رنجبر وعلی پور و...رادر برمی گیرد.

 

 

خیرگو ای زادگاه خوب من                    نور چشمان من و محبوب من

خاطراتت تا ابد در سینه ام                    کی فراموشت کنم مطلوب من

زنده ام با خاطراتت روز و شب                آمده از دوریت جانم به لب

خاک تو بهرم مثال کیمیاست                 یاد تو بر دردهای من دواست

خیرگو رفتم چو از خاکت برون                تنگ شد بر من زمین و آسمون

دوریت باشد برای من عذاب                   گشتم از هجران تو خانه خراب

خیرگو یاد عزیزان شهید                        که نمودندت به ایران رو سفید

یاد عباس علی پور آن شهید                  آنکه در راه خدا در خون تپید

یاد آگاهی و بهرام آن دو گل                   بودند از بهر تو مانند رسل

آن حسینی زاده احمد سرشت              پر کشید او تا بفردوس و بهشت

یاد آرم باقری دراین مکان                       یادشان خوش باد در چرخ زمان

پیرمردان و زنان با وفا                            بودند اینجا با فغان و ناله ها

خیرگو پاینده باشی تا ابد                      کی مرا مهرت زدل بیرون رود

بوده ای مهد دلیران رشید                     هستی از خون جوانان رو سفید

 

                                           سید ابراهیم حسینی نژاد-21 رمضان المبارک

 


تصاویری از دهستان خیرگو


 

دهستان خيرگو

 

تصویر شماره 1       تصویر شماره 2       تصویر شماره 3      تصویر شماره 4      تصویر شماره 5

 

نقشه دهستان خیرگو


عزاداری و بناهای تاریخی
موضوع: یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 15:21

محرم در این جا اوج دیدار با کربلا وتجدید خاطرات قیام کنندگان عاشورا است،مساجد ومکان های سیاهپوش شده ومردم عزادار درتاسوعا وعاشورای محرم هرسال در اینجاباعث شده که تصویرشفاف تری ،ازرشادت های امام حسین (ع)ویارانش دریافت شود.

این روستا در حال ظاهر با بهره بردن از طلبه های بومی حسینیه ها وتکایا را به خوبی اداره می کنند .حسینیه هایی همچون علی اکبر(ع)،شهید باقری ودر سال 86 حسینیه شهید علی پور با برافراشتن علم عزای سید الشهداءیاد وخاطره حسین بن علی (ع) ویارانش راهمه ساله زنده می کنند.درپایان فیلمی از عزاداری در این روستا به سمع ونظرتان می رسد.

 

برای دیدن فیلم کلیک نمایید.

 


 

درغرب خیرگو ،مقبره هایی که به پیر فقیر معروف شده است ،ازقدمتی بیش ازیک قرن برخوردار است ولی کمتر کسی ازوجود آن مطلع می باشد.

ازدیگراماکن تاریخی زیارتگاه شاهزاده ابراهیم وشاهزاده عبدالله (علیهم

السلام )می باشد که از آنها تذکرهای به جای نمانده است وهم اکنون به

عنوان دو قبرستان به نامهای بزرگوار ایشان ،مبدل شده است.

 


.::خادم القرآن ::.
موضوع: جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 22:39

یکی از کسانی که در خطه خیرگو زحمت فراوانی در جهت تعلیم وتعلم کلام حق داشته، مرحوم سید علی اصغر  رضوی(ره) بوده ،ایشان کلام حق رانزد مرحوم پدرشان مرحوم سید عبدالحسین(ره) فراگرفت وسپس با استعدادفراوانی که داشتند واستمرار زیاد در امرخواندن قرآن چنان با قرآن مانوس گردید که کلام حق باگوشت وپوستش آمیخته گردید که در مجالس کلام الله را از بر می خواند بعد ازمرحوم پدر، ایشان در مکتب خانه آن زمان که در محل خانه اش برپا کرد شروع به تدریس قرآن نمود که بنا به اذعان تمامی مردم، همه ازتمام روستاههای همجوار فرزندانشان را به نزد ایشان می فرستادند. صوت خوش ایشان چه در قرائت قرآن وچه در امر روضه خوانی که نا گفته نماند علاوه بر برپایی مکتب، مجلس عزای جدش را به همراه مراسم سنتی تعزیه وشبیه خوانی

نیز برگزار می کردوصدای خوش ایشان به همراه اخلاص عقیده آن زمان

آن چنان تاثیر گذار بود که ناله پیروجوان رادررثای جدش در می آورد.

سرانجام این سید جلیل القدر باعمری بالا در حدود صد سال که به برکت قرآن از پروردگارش گرفته بود دعوت حق را لبیک گفت ودر گلستان شاهزاده ابراهیم همین روستا  به خاک سپرده شد.

روحش شاد ویادش گرامی .

 


شهیدعباس علی پور-اولین شهید خیرگو
موضوع: جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 11:23

شیردادم به تومادرکه حسینی باشی   بعدازعباس،علمدارخمینی باشی

درشاهزاده ابراهیم یکی ازدوقبرستان واقع درخیرگو یکی ازچیزهایی که چشمگیر ودارای زایربسیاراست

قبرمطهرشهید علی پور می باشد.این شهید که اولین شهید این روستا وحتی دهستان می باشد دراین روستادرخانواده ای متدین ومذهبی متولد

شد .ازآنجایی که عشق به مذهب ودین درگوشت وپوستش ریشه دوانده بود با پا گذاردن به مکتب آن زمان وآشنایی با کلام وحی ودوستانی متدین

ومذهبی با معارف دین آشنا گردید با پیروزی انقلاب وحمله عراق متجاوز وفرمان امام (ره) مبنی برگسیل شدن به سوی جبهه های نبرد حق علیه باطل ایشان با جمعی ازدوستان مکتبی وقرآنی به سوی جبهه رهسپارشدندوبه آرزوی خویشکه شهادت درراه حق بود نایل آمدند.

درمورد شهادت این شهید اززبان مادرش چنین بیان شده که بنابرگفته همسنگرانش روزشهادت حال اوعجیب شده بود طوری که با همه مزاح وشوخی می کرد وازبچه ها حلالیت می طلبید تا اینکه همان روزشهادت ایشان که راننده ماشین  بود  می گوید راه راگم کردم بنزین ماشین داشت ته می کشید راه راگم کرده بودم امیدم ازهمه جا قطع شده بود بی اختیار فریاد زدم یا صاحب الزمان وازایشان استمداد طلبیدم ماشین متوقف شدانگاربنزین تمام کرده بودم دراین حین فردی دیدم به سویم می آید گفتم حتما ازنیروهای خودی است اتفاقا حدسم درست درآمدبعدازسلام وچاق سلامتی صدازد:برادر انگار راه را اشتباه آمدی گفتم آری انگاری راه رو گم کردم ،بنزین هم ندارم آیا جایی سراغ نداری بنزین بزنم بیان داشت مقداری جلوتر بنزین هست ولی مبادا کلامی صحبت کنی

بعداززدن بنزین پشت سرت هم نیگاه نکن مستقیم برو تا به نیروهای خودی برسی.موقع تشکر گفتم برادرشما :فرمود همان کسی که اورا صدا زدی.دراین موقع به یاد ندای یا صاحب الزمان خودم افتادم ،کسی راندیدم توی خودم بودم ماشین راه افتاد اتفاقا بنزینوزدم نه اوناسوالی پرسیدن نه من جوابی رفتم تا به نیروهای خودی رسیدم(این موضوع روشهید قبل ازشهادت به همسنگرش گفته بود) تا اینکه با همان حالت اولیه صبح اصلاح می کند وبه قول معروف دستی به سرورویش می کشد درحین خواندن  نمازظهردرحالت سجده نمازترکشی به داخل سنگر اصابت می کند وبا ندای عباس که می گوید :الله اکبر،شهادتم مبارک جان به جان آفرین تسلیم می گوید.

این بود گزیده ای اززندگانی این شهید

قابل ذکراست مرقد مطهر این شهید بزرگوار درکنارقبورمطهر دوشهید جنگ تحمیلی این دهستان شهیدان سید احمد حسینی واحمدآگاهی مورداستقبال سیل زایرین قبورشهدا می باشد.

 



 
Copyright © 2006 - Site bus: یالثارات الحسین(ع) & Designer: Hessam Sedaghati